• محسن سوهانی مدیر کانال بالکان شبکه جهانی سحر

مدیر کانال بالکان شبکه سحر بر نقش آینده پژوهی برای مقابله با جنگ نرم در عرصه رسانه و بهره مندی از فرهنگ غنی فارسی در این خصوص تاکید کرد.

در عصری زندگی می کنیم که از یک سو تغییرات با آهنگی پرشتاب و از سوی دیگر پیشرفت فناوری و بدنبال آن تغییر در دیگر جنبه‌های زندگی ، لزوم درک بهتر از آینده را ایجاب می کند.

مردم برای بدست آوردن اطلاعات و اخبار تمایل زیادی به استفاده از فضای مجازی دارند و در سالهای اخیر این روند به مدد پیشرفت تکنولوژی و فراهم شدن زیرساخت‌‏های ارتباطی ، بشدت گسترش یافته است. از همین رو بودن در فضای رقابتی رسانه در شرایط موجود ، نیازمند عزم جدی و تدبیر ویژه برای اتخاذ سیاستهای عقلانی و راهبردی در این زمینه است.

محسن سوهانی مدیر کانال بالکان شبکه جهانی سحر با اشاره به مفهوم قدرت نرم که دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرده است ، گفت : این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی - امنیتی  همچون جین شارپ تهیه شد بسیاری از رویدادهای جهان از انقلاب های مخملی اروپای شرقی تا فتنه سال 88  بر علیه جمهوری اسلامی ایران را رقم زد. شیوه ای به مثابه دکترین قورباغه آب پز. ( زمانی که قورباغه را داخل یک ظرف پر از آب قرار می‌دهند که دمای آب بتدریج داغ می‌ شود  و جانور بیچاره متوجه افزایش تدریجی حرارت نمی شود. این مصداق قربانیان جنگ نرم است که بی واکنشی را تجربه می کنند.) بتدریج این نظریات تکمیل تر شد و تحت عنوان قدرت هوشمند فصل تازه ای را رقم زد.

جنگی که در آن از هر سه شیوه سخت ، نیمه سخت و نرم بهره گرفته می شود اما بیشترین تمرکز و اصلی‌ترین سرمایه ‌گذاری را در جنگ نرم ،  نبردی نامحسوس با آثاری مخرب ‌تر از جنگ‌های نظامی با هزینه‌های کمتر و تأثیر بیشتر و طولانی مدت‌ تر... دارد. امروز در هیاهوی این میدان جنگ همچنان سینما و تلویزیون با کارکردهای ویژه تصویرسازی ، روایتگری و سرگرم کنندگی از طریق نفوذ نرم‌افزاری در قلب‌ و اذهان مردم و تأثیرگذاری هدفمند بر هویت ، ارزش‌ها و باورها و از همه مهمتر تأثیر بر ادراکات آنان به منظور اقناع و همراه‌سازی ، تغییر محاسبات و ترجیحات و جلب رضایتشان برای گفتمان پذیری اثرگذارترین ابزار هستند. هر چند که کارکرد بستر مهم فضای مجازی را نباید  فراموش کرد ، آن هم در شرایطی که اساس قدرت هوشمند بر هم افزایی کلیه ابزارهای ممکن استوار است.

هنر سینما یا رسانه تلویزیون بدون هم افزایی با دیگر بسترهای نرم و سخت از جمله فضای مجازی اثرگذاری مطلوب نخواهند داشت و اهمیت ذاتی سینما و تلویزیون به قول شهیدان اهل قلم ، قدرت "تصویر خیال" در برداشتن مرز واقعیت و تخیل است.

بنابراین در میدان جنگ نرم و در ستیز سناریوهای آینده پژوهانه قدرت ها برای دستیابی به اهداف استراتژیک ، رسانه های تصویری هم چنان حرف اول را می زند.

کما این که در سالها و دهه های اخیر سینمای هالیوود و شبکه های تلویزیونی غربی بیشترین نقش را در استیلای هژمونی رویای آمریکایی بر فرهنگ و سبک زندگی جهانی ایفاء کرده اند.

وجه تفاوت علوم انسانی و آینده پژوهی ایرانی- اسلامی با فلسفه انسان گرایی ( اومانیستی ) غرب است.  با این نگاه حتی فرهنگ و ادب فارسی با آن غنای خود ، صدها سال پیش از نظریات جوزف نای و جین شارپ ، سردمدار جنگ نرم در جهان است . آثار سعدی ، حافظ ، مولانا و ..  برگ زرینی از شعر و ادب فارسی است. چنانکه این نفوذ کلام و قدرت نرم باعث شده شعر سعدی بر سر در سازمان ملل نقش ببند ، مثنوی مولانا در صدر پرفروش ترین کتاب های جهان قرار بگیرد و گوته آلمانی ، حافظ را ستایش کند.

تنها یک چشمه از این قدرت نرم ، شاعران فارسی سرای شبه جزیره بالکان و 1700 واژگان مشترک با زبان مردمان قوم اسلاو است.

اما با وجود چنین پشتوانه قوی و ریشه دار در جنگ نرم و هوشمند ناکام مانده ایم. شاید بتوان مهم ترین عامل را "عدم تسلط ابزاری" عنوان کرد. وقتی کشورمان شاعران بلندآوازه و صاحب نامی دارد که به تمام ریزه کاری های فن عروض و اعجاز کلام اشراف داشته اند چرا باید از قافله فناوری های روز ابزار ارتباط جمعی به خصوص رسانه های نوین جا بمانیم و نتوانیم آنها را تسخیر فرهنگی کنیم.

در صداوسیما یا سینمای ایران جز موارد خاص هنوز از ظرفیت های ذاتی این هنر بدرستی بهره نبرده ایم.

مورد دیگر اساس قدرت هوشمند بر اجماع عمومی و هم افزایی و هماهنگی کلیه ابزارها و شیوه های نرم ، نیمه سخت و سخت استوار است. در این چهارچوب کلیه عناصر باید به مثابه ابزاری منسجم و موزون در راستای سناریوهای راهبردی ملی قرار بگیرند و تا زمانی که دستگاه های اجرایی کشور ناهماهنگ عمل کنند نمی توان انتظار حصول موفقیتی در قاعده بازی جنگ هوشمند داشت.

یکی دیگر از آسیب های جدی ، چالش های گفتمانی در حوزه نظریه پردازی است. التقاط با سبک ها و شیوه های علوم انسانی غربی که منجر به خطاهای محاسباتی می شود و توجه ویژه به بازتولید علوم انسانی بومی با خط و مشی ایرانی-اسلامی را می طلبد.

گفتمان انقلاب باید در چهارچوب تعریف کلی رهبر فرزانه ایران از تمدن سازی نوین اسلامی، به صورت یک سناریوی دقیق آینده پژوهانه با ذکر جزئیات مختلف به ویژه جنبه های عینی و سبک زندگی تدوین و در قالب یک چشم انداز راهبردی پیش روی کلیه ی دستگاه ها و نهادهای اجرایی قرار گیرد. تنها در این صورت است که گفتمان انقلابمان می تواند در برابر گفتمان های  جهان شمولی چون رویای آمریکایی قدعلم کند.

 باید به این مهم توجه داشت که رفع آسیب ها و طلوع درخشان گفتمان انقلاب اسلامی ایران تنها به پشتوانه نیروی انسانی متعال حاصل خواهد شد. باید در عرصه سینما و تلویزیون نیروهایی تربیت کنیم که علاوه بر مطالعات چند رشته ای و تسلط کامل بر دانش و ابزار روز به محتوای غنی گفتمان و فرهنگ ایرانی- اسلامی نیز باورمند و مسلط باشند تا بتوانند با پیوند عناصر مختلف به مهره ای اثرگذار در عرصه قدرت هوشمند تبدیل شوند.

 

مهر ۱۹, ۱۳۹۶ ۱۲:۲۱ Asia/Tehran
کامنت