«قضیه ساخنه» الکوثر؛
تریبونی برای روایت های نادیده در میانه تنش ها
-
تریبونی برای روایت های نادیده در میانه تنش ها
در جهانی که تصویر مقاومت توسط قدرتهای بزرگ و منطقهای تحریف یا حذف میشود، برنامه «قضیه ساخنه» از شبکه الکوثر نام مقاومت را با صدای بلند بر دیوار سکوت و فراموشی حک میکند.
بسیاری از رسانههای عربی که اغلب با نقابی از حرفهایگری ظاهر میشوند، در حال پاک کردن حافظه مقاومتاند. آنها یا درباره «مقاومت» سکوت میکنند یا اگر مجبور شوند، با القاب و برچسبهای نادرست، آن را مصادره و امنیتیسازی میکنند. واژگانی مانند «اشغال»، «نسلکشی»، «صهیونیسم» یا «تحریم» در این رسانهها یا حذف یا بیرنگ و خنثی شدهاند. در چنین شرایطی، «قضیه ساخنه» با هدف احیای حافظه جمعی و مقابله با فراموشی، نقشهنگاری تازهای از جهان عرب ارائه میدهد.
در نقشهای که این برنامه میسازد، فلسطین، لبنان، یمن و عراق تنها نام مکان نیستند؛ بلکه خطوط مقدم مبارزه روایتها هستند. هر قسمت، قطعهای از این نقشه را باز میکند، اما نه به شکلی ساده و بیطرف، بلکه از زاویه دید نبردی ایدئولوژیک و سیاسی.
"مبارزه با فراموشی استراتژیک"
فراموشی استراتژیک، ابزاری است که رسانههای سلطه برای کنترل حافظه جمعی به کار میگیرند. نه فقط با تحریف حقیقت، بلکه با دفن آن در سکوت. در موضوع فلسطین، این سکوت و تحریف یعنی سانسور صدای مقاومت و پاک کردن جنایات اشغالگر. در یمن، بحران انسانی بدون اشاره به مهاجم تعریف میشود و در مورد کودککشی رژیم صهیونیستی و جنایتهای جنگی اسرائیل غاصب، یا سکوتی مطلق حکمفرماست یا تلاش میشود تا روایتهای جعلی جایگزین حقیقت شود. «قضیه ساخنه» با این سکوت سازمانیافته مقابله میکند و میکوشد این حافظه تاریخی را زنده نگه دارد.
به طور مثال، در قسمتهای مختلف برنامه، مسائل یمن نه به عنوان یک بحران انسانی صرف، بلکه به عنوان جنگی تمامعیار با ابعاد سیاسی و ژئوپلیتیکی تحلیل میشود؛ جنگی که تأثیراتش به ساختارهای سیاسی و اجتماعی منطقه گره خورده است. همچنین نگاه ویژهای به کودککشی سیستماتیک رژیم صهیونیستی در غزه و کرانه باختری دارد، جنایتهایی که کمتر در رسانههای جریان غالب بازتاب مییابد.
"بازتعریف سوژهها: از حاشیه به کانون"
یکی از بزرگترین دستاوردهای برنامه، بازگرداندن صدا و جایگاه کسانی است که عمداً به حاشیه رانده شدهاند. مقاومت در فلسطین، پروژه عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، ترور فرماندهان مقاومت، بحران یمن و جنایتهای جنگی اسرائیل غاصب؛ همه اینها سوژههایی هستند که در رسانههای جریان غالب یا سرکوب شدهاند یا با واژگان سرد و بیطرفنما تحلیل شدهاند. «قضیه ساخنه» اما این سوژهها را دوباره در مرکز توجه میگذارد.
این رویکرد به برنامه امکان میدهد تا سطح تحلیل را فراتر از رخدادهای زودگذر ببرد و نشان دهد که هر سوژه، حامل بار نمادین و پیامدهای گستردهتری در متن منازعات کلان سیاسی و اجتماعی است و مخاطب را به فهمی عمیقتر از ساختارهای قدرت و مناسبات جهانی میرساند.
"بازنمایی دشمن و سیاستورزی رسانهای"
در کنار این، برنامه با بازنمایی سیاستهای استعماری، تحریمها و حملات نظامی، نقشههای پشت پرده را افشا میکند و به مخاطب کمک میکند واقعیتهای معادلات قدرت را بهتر بفهمد. این قالب بازنمایی، نوعی سیاستورزی رسانهای است که فراتر از اطلاعرسانی ساده، به تولید گفتمان و جهتدهی به افکار عمومی میپردازد.
در این سیاستورزی، نقش برنامه صرفاً انعکاس واقعیت نیست، بلکه فعالانه به شکلدهی واقعیتهای سیاسی میپردازد و در این مسیر از ابزارهای رسانهای بهره میبرد.
"بحران در برابر بیحسی رسانهای"
در دنیایی که اخبار و بحرانها یکی پس از دیگری میآیند و میروند، جنگ یمن، کودککشی رژیم صهیونیستی و رنج فلسطینیان خیلی سریع به حاشیه رانده میشوند. «قضیه ساخنه» این خلأ را میبیند و به نبردی رسانهای برای بیدار نگه داشتن حافظه جمعی تبدیل شده است.
گزارشهای میدانی، تحلیلهای عمیق و گفتوگو با چهرههای آشنا یا ناآشنا، کمک میکند تا روایتهای فراموششده بازسازی شود. صدای کودکان یمنی، روزنامهنگاران فلسطینی، فعالان ضدعادیسازی و تحلیلگران مستقل لبنانی، اینجا شنیده میشود.
"رسانهای از جبهه فرهنگی مقاومت"
«قضیه ساخنه» بخشی از جبهه فرهنگی مقاومت است؛ بخشی از جنگ روایتها در فضای پیچیده رسانهای امروز. در دورهای که روایتهای حاکم بر فضای مجازی و شبکههای بینالمللی بیش از همیشه سیاستزده و انحصاری شدهاند، این برنامه تلاشی است برای بازگرداندن تعادل تحلیلی به جریان اخبار.
در نهایت، باید گفت در عصری که رسانهها بیشتر به چراغهای کمنور شب شبیهاند تا فانوسهای راهنما، «قضیه ساخنه» همچون مشعلی در دستان گمشدگان است، یا شاید مداوایی برای زخمهای حافظههای رنجدیده.