روایت El Frasco هیسپن تیوی از جنگ روایتها؛
«شیشه حقیقت» در برابر «دریای تحریف»؛
-
«شیشه حقیقت» در برابر «دریای تحریف»؛
در دنیایی که رسانه ها نبض سیاست و افکار عمومی را در دست دارند، شناخت سازوکار «روایت» و «بازنمایی» بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است. برنامه «El Frasco» از شبکه اسپانیایی زبان هیسپن تی وی در همین بستر، به عنوان یکی از تولیدات خلاقانه و مؤثر رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین الملل شناخته می شود.
به گزارش روابط عمومی معاونت برون مرزی، El Frasco» » برنامه ای است که با نگاهی انتقادی، به نقد سیاست های قدرت های بزرگ، به ویژه در زمینه های جنگ، تحریم و حقوق بشر می پردازد و سعی در آشکارسازی تحریف ها و جهت دهی های رسانه ای دارد.
محتوای برنامه؛ از بحران غزه تا فریب نوبل صلح
هر قسمت از «El Frasco» بر محور موضوعی خاص بنا شده است؛ از بحران انسانی در غزه گرفته تا رفتار متناقض دولت های مدعی حقوق بشر. این برنامه با اجرای ماریانو سلمان در پی آن است تا به بیننده یادآوری کند که «واقعیت همیشه آن گونه نیست که در رسانه های بزرگ دیده می شود».
در یکی از قسمتهای این برنامه با عنوان «El Premio Nobel de la Hipocresía»، به اهدای جایزه صلح نوبل به رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، ماریا کورینا ماچادو، پرداخته میشود؛ انتخابی که حتی سایر برندگان پیشین این جایزه، از جمله آدولفو اسکیبل را هم شگفتزده کرد، زیرا وی هیچ سابقه ای در زمینه فعالیت برای صلح ندارد و همین مسئله بازتابهای گسترده و بحث برانگیزی در سطح بین المللی به همراه داشت.
در قسمتی دیگر با عنوان «Desesperación sionista por críticas al genocidio»، رفتار رژیم صهیونیستی در مواجهه با موج فزاینده انتقادات جهانی نسبت به جنایاتش در غزه بررسی می شود؛ جایی که نشان داده می شود چگونه تلآویو، در پی از دست دادن مشروعیت بین المللی، به تاکتیک های نخنما و عملیات روانی متوسل می شود تا افکار عمومی را منحرف کند.
در این برنامه، تأکید می شود که هرچه فشار افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و حتی متحدان غربی اسرائیل بیشتر می شود، رژیم صهیونیستی بیش از پیش دست به بحران سازی، جعل روایت و قربانی نمایی می زند تا جنایات خود را پنهان کرده و از پاسخگویی فرار کند.
تمرکز بر مخاطب و روش مستند
یکی از ویژگی های «El Frasco» رویکرد مستند-مخاطبی آن است. بدین معنی که مخاطب، به عنوان مرکز روایت دیده می شود و تحلیل ها و اطلاعات ارائه شده، او را قادر می سازند تا به نتیجه گیری مستقل برسد. این روش باعث می شود مخاطب، نه تنها دریافت کننده اطلاعات، بلکه تحلیل گر و مشارکت کننده فعال در فرآیند اطلاع رسانی باشد.
به عنوان مثال، در قسمت «Los piratas de Tel Aviv atacan de nuevo»، برنامه به حمله اسرائیل به ناوگان جهانی «صمود» در آب های بین المللی می پردازد. این ناوگان حامل کمک های انسانی به نوار غزه بود که تحت محاصره غیرقانونی قرار دارد. برنامه با ارائه مستندات تصویری، تحلیل های تاریخی و توضیح دقیق وقایع، مخاطب را قادر می سازد تا خود قضاوت کند که اقدامات اسرائیل چگونه با تعریف سنتی «دزدی دریایی» قابل مقایسه است و چه پیامدهایی برای ساکنان غزه داشته است.
اهمیت راهبردی برنامه
تولید برنامه هایی مانند «El Frasco» برای جمهوری اسلامی ایران از جنبه های استراتژیک، رسانه ای و هویتی چندین اهمیت بنیادین دارد. اولاً این قبیل تولیدات نگاه «روایت محور» را جایگزین مواجهه صرفاً واکنشی با اخبار می کنند؛ بدین معنی که به جای پاسخ دهی به روایت های از پیش شکل گرفته در رسانه های هژمونیک، ایران می تواند چارچوب های تحلیل و دسته بندی مسئله را خود تعیین و مخاطب را به خوانشی متفاوت از علت ها و پیامدها دعوت کند. این امر، به بازسازی مشروعیت روایت های ایرانی نزد جوامع هدف به ویژه مخاطبان اسپانیایی زبان کمک می کند.
ثانیاً، رویکردی که در «El Frasco» دنبال می شود، ظرفیت ارتقای سواد رسانه ای را فراهم می آورد؛ وقتی مخاطب به عنوان تحلیلگر فعال وارد فرآیند می شود، پذیرای پیام نیست، بلکه پیام را آزمون می کند؛ این تحول در شیوه مصرف خبر، مانع از القای بی چون و چرای روایت های یک طرفه می شود و اثر بلندمدت آن کاهش آسیب پذیری جامعه نسبت به عملیات روانی دشمن است.
سوم، در میدان دیپلماسی عمومی، برنامه های تحلیلی فرصت ایجاد ائتلاف فکری و فرهنگی با جریان های همسو در آمریکای لاتین را فراهم می کنند. این نوع محتوا می تواند شبکه های انتشاری محلی را فعال و امکان تعامل متقابل پژوهشی و رسانه ای را تقویت کند.
سرانجام، اما نه کم اهمیت، تولید محتوای مبتنی بر اسناد و مصاحبه کارشناسی، به ایران امکان می دهد ادعاهایش را در سطح حقوق بین الملل و اخلاق رسانه ای مطرح کند و کیفیت گفتمان را بالا ببرد؛ این رویکرد افزون بر اثرگذاری مخاطب، خلأهای انتقادی در سطح بین المللی را هدف می گیرد.